کی میدونه ته خط چه شکلیه؟ شاید همینجاست!
راوی
یکشنبه ۱۴۰۵/۰۷/۱۹،
این روزا خیلی به جزییات توجه میکنم! مثل مریضی که بهش گفته باشن وقت زیادی نداره، و اون تازه یادش افتاده باشه زندگی کنه...
این روزا خیلی گریه میکنم.. کاش میتونستم بگم خوبم.. ولی خوب نیستم.. کاش کمتر اشکم میومد.. کاش یه لحظه قلبم آروم میگرفت.. کاش میتونستم دعا کنم زودتر بمیرم.. ولی یه مادرم! و خدا سه تا از فرشته هاشو داده دست من... باید بزرگشون کنم.. باید امانتدار باشم.. باید ظاهرم رو حفظ کنم.. و دارم اینکارو میکنم (:
به هر دری زدم باز نشد.. به همین راحتی(: و حالا توی عمیقترین لایه افسردگی و نا امیدی گیر کردم.. مدتهاست گیر کردم.. به چیزای خوبی فکر نمیکنم.. کاش میتونستم درد تو رو به کسی بگم... یا لااقل از تو پیش کسی گله کنم.. ولی باید توی دلم نگهت دارم.. چقدر غمگین نه؟
پس نا امیدی این شکلیه...