حرف بزن ابر مرا باز کن دیر زمانیست که بارانی ام
راوی
دوشنبه ۱۴۰۱/۰۸/۳۰،
ببین جانم... همش همینه... داری از فشار کلمه ها خفه میشی... اشک تا گوشه چشمت میاد و برش میگردونی... بغض میزنه ته گلوت... ولی تا میگن بگو... نمیتونی... مریضی... مبتلا به بیماریِ نگفتن...