خواب زده ی خودآزار
راوی
سه شنبه ۱۴۰۳/۱۱/۰۹،
تنهام... نصف شبی اسپرسو دوبل خوردم... چرا؟ چون احمقم و مغزم رو برای دقایقی از دست دادم... حالا تنم مث بید داره میلرزه... قلبم کند میزنه ولی حس میکنم داره تند میزنه... پاهام یخ کرده انگار جونم داره از پاهام در میره... نصف شبی بمیرم کی میفهمه؟
بعدش گریه هم کردم... الان درگیر خنده عصبی ام... خداااا... هدفت فقط از خلقت من چیه؟ 😅