درد یک دیوانه را دیوانه میفهمد فقط...
راوی
دوشنبه ۱۴۰۳/۰۸/۲۸،
وقتی به دوراهی جلوی روم و باز نشدن درهای زندگیم فکر میکنم
وقتی به شرایطی که توش گیر کردم و تلاش بی نتیجم واسه تغییر اوضاع فکر میکنم
دیگه اشکم نمیاد... فقط میتونم بخندم...
یک قدم مانده به روانی شدنم شاید...
کاش میشد حرف بزنم باهات فقط... بهم حق بدی... بعد میرفتم از زندگیت خودم...